نگو دیره نگو دیره که دلم بی تو میمیره
بگو که همیشه عاشقم می مونی ای عشق من
زیر بارون زیر بارون به یادت گریه کردم
چرا رفتی چرا رفتی ای عشق من
بمون نرو تنهام نزار دلم میگیره
صدا صدای خنده هات یادم نمیره
خدا خدا تنها پناه دلخستگی ها
نرو تنهام نذار گریم میگیره
.....................................
زندگی مثل سفر بی انتها و پر خطر
مقصد تو اگه میخوای برو پیش یه همسفر
یه همسفر که پیشته از سر شب تا به سحر
بیاد و قلبشو بده فقط برای یه نفر
نه اون کسی که بی صدا
همچو غریب اشنا
میره و تنهات میذاره مثل شبی سرد و فنا
این رسمشه این بازیشه این روزگار یه اتیشه
خسته شدم من خشته شدم من از التماس
از این دلای از این دلای بی احساس
از این همه از این همه دوری عشق
از ادمای از ادمای ناسپاس
..............................................
کنار هر قطره ی اشکم هزار خاطره دفنه
اینقدر خاطره داری که گویی قده یک قرنه
گلوم می سوزه از عشقت عشقی که مثه زَهره
ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره
درسته با منی اما به این بودن نیازارم
تو که حتی با چشماتم نمی گی آه دوست دارم
اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود
وگر نه رنگ خودخواهی نشسته روی چشمات
هر چی عشقه توی دنیا من می خواستم ماله ما شه
اما تو هیچ وقت نذاشتی بینمون غصه نباشه
فک می کردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم
نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی مونم
گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی
چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه ی آهه
زمونه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباهه
شدم چوپان ساده لوح کنار گله ی احساس
چه رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دعواس
تو اینقدر خواستنی هستی که این گله نمی فهمه
اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه
ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تو رو رو کرد
نفرین به دله ساده که به چنگال تو خو کرد
هر چی عشقه توی دنیا من می خواستم ماله ما شه
اما تو هیچ وقت نذاشتی بینمون غصه نباشه
فک می کردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم
نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی مونم
گله می کنم من از تو از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی
...............................................
سپیده بودی واسه من واسه شبا ستاره هام
رفتی ولی موندی هنوز تو دفتر خاطره هام
هنوز توی اتاق من عطر تو رو میشه حس کرد
جای تو خالی و منم همه وجودم شده درد
حالا دیگه ترانه هام ترانه بی کسیه
حالا دیگه شبای من شبای دلواپسیه
نمیدونم چرا دلت از دل من جدا شده
رفتی و کار هر شبم گریه بی صدا شده
کاشکی فقط یه روز بیای واسه یه لحظه دیدنت
منتظرن چشای من منتظر رسیدنت
وقتی تو بودی اسمون برام پر از ستاره بود
اومدنت برای من یه فرصت دوباره بود
رفتی نمیدونم چرا دادی منو به بی کسی
هیچکی مثل من نمیشه یه روز به حرفم میرسی
یه روز میشه دل خودت بشه گرفتار کسی
هیچکی مثل من نمیشه یه روز به حرفم میرسی
هنوز به یاد اون روزا منتظرم تا که بیای
اگه بیای منم میشم همون کسی که تو میخوای
اگه سپیده باز بیای سیاهی از دلم میره
به انتظارت می مونم این دیگه راه اخر
...............................................
تو به شفافی شبنم روی برگا
من مثل یه برگ زردی که می افته از درختا
تو مثل طراوت گلای نرگس
روی قلبم من نوشتم بی تو هرگز
بین من و تو فاصله غوغا میکنه
یاد حرفای قشنگت من و رها نمیکنه
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
توی کوچه های غربت دنالم حتی نگشتی
تو مثل ستاره ای که توی شبهای سیاهم
می درخش و میشی جون پناهم
تو مثل طراوت گلای پونه
چرا رفتی لز برم ای دیوونه
تو مثل یه تیکه ابری
توی اسمون ابی پاک و ساده مثل رویا
مثل خوابی
بگو یک بار اره یک بار بر میگردی
یا هنوزم بی تفاوت یخی سردی
بین من و تو فاصله غوغا میکنه
یاد حرفای قشنگت من و رها نمیکنه
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
توی کوچه های غربت دنالم حتی نگشتی
..........................................
به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی تو
سپیده دم ایم مگر تو را جویم حدیث دل گویم
بگو کجایی
نشان تو گه از زمین گاهی ز اسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو میپویم بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم
به غیر نامت کی نامه دگر ببرم
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی